تبلیغات
عاشقانه و دلتنگی ها - مطالب بهمن 1393
 
عاشقانه و دلتنگی ها
عشق از هر چیزی سر تره
درباره وبلاگ


تقدیم ب بهترینم ط...
دوستت دارم

مدیر وبلاگ : امیرحسین TH
نویسندگان
آمار وبلاگ
  • کل بازدید :
  • بازدید امروز :
  • بازدید دیروز :
  • بازدید این ماه :
  • بازدید ماه قبل :
  • تعداد نویسندگان :
  • تعداد کل پست ها :
  • آخرین بازدید :
  • آخرین بروز رسانی :
دوشنبه گذشته93/11/27 یه سال شد بی وفا...
اخرین پیامت12:40بود یادته؟




نوع مطلب :
برچسب ها :
لینک های مرتبط :

       نظرات
چهارشنبه 29 بهمن 1393
امیرحسین TH

یادت هست جناق میشکستیم و میگفتیم یادم تو را فراموش!ولی امروز تمام استخوانهایم شکسته باز هم تو را فراموش نکردم…

 

 

دیشب که باران امد میخواستم سراغت را بگیرم اما خوب میدانستم اینبار هم زیر چتر دیگری....

 

 

دوست خوب اونیه که تا میگی بیخیال… بیخیال نشه…!؟؟

 

 

من برای عشق تن دادم وتو برای تن عشق دادی…هردو به خواسته مان رسیدیم…و حال من موندمو تنی بدون عشق…این است شروع هرزگی….!!!

 

امشب از آن شب هایی است که دلم هوای آغوشت را کرده افسوس که جز پاهای بغل کرده ام مهمان دیگری ندارم…

 

اینجا دنیاست؛جایی که وقتی زانوهایت را از شدت تنهایی بغل گرفته ای،به جای همدردی،برایت پول خرد می اندازند..!!

 

 

جرم من تنها همین بود تنهایی ام را با کسی قسمت کردم  که تنها نبود...

 

 

خدایا...کسی را که قسمت دیگریست سر راهمان قرار نده تا شبهای دلتنگی اش برای ما باشد و روزهای خوشش برای دیگری...

 

 

توکه نباشی بهشت هم برودبه جهنم....

 

زیر خودم خط کشیدم که مهم شوم فکر کردن غلط املائی ام پاکم کردند...!

 

 

به مرگ هم امیدی نیست میدانم سنگ قبرم از خودم تنهاتر خواهد بود....

 

 

اسباب بازیهایش راداشت جمع می کرد،ماتم برد!وقتی“دلم ”را میانِ آنها دیدم !!!

 

 





نوع مطلب :
برچسب ها :
لینک های مرتبط :

       نظرات
جمعه 24 بهمن 1393
امیرحسین TH

هـَمــه بده هی هایـــَم را هــَم کـِـه صــآفــ کـُـنـم بــه ” دل خــود ” مــدیـون می مــآنم…بــرای تمـام“دلــم میخواســـت” های بی جواب مــانـده اش !!

 

 

زیادی که خودتو دست پایین بگیری میفتی زیر پای کسی که یه روز به اوج رسوندیش!

 

 

یکی برای هر نفس حوایی دارد و دیگری هوایی برای نفس هایش ندارد !

 

 

مُراقــب بــآش به چه کسـی اِعتــمـــآد میکنی،“شیـــــــطان” هَـــــم یه زَمــــــآنـی “فرشتـــــــــــه” بــود...

 

دنـــــیـــــــا :بازی هایت را سرم درآوردی گرفتنی ها را گرفتی دادنی ها را ندادی حسرت ها را کاشتی زخم ها را زدی دیگر بس است چون چیزی نمانده ، بگذار بخوابم …محتاج یک خواب بی بیدارم ...

 

 

پیکت را بالا بگیر :بزن به سلامتی آرزوهایی که هیچگاه لمس نکردی…بزن به سلامتی عشقی که طالعش با تو نبود و هنوزم دوسش داری….بزن به سلامتی شبهایی که تو در تنهاییت گریه کردی و ندانستی چراااااااا…….

 

 

چه فرقی میکند که من عاشق تو باشم یا رنگین کمان؟؟؟وقتی هر دو هفت خطید؟!

 

 

احساس میکنم بدجوری باخته ام...حواست هست؟من یارت بودم نه حریفت...

 

 

روزهایت را برای کسی بسوزان که بدانی هرلحظه نبودنت اورا میسوزاند...

 

 

گفتی تا سیگاری دود کنی برگشته ام زندگیم دود شد کجا ماندی...

 

 

هی لعنتی… بیا با هم بازی کنیم...تو پاکتهای خالی سیگار منو بشمار من هم شماره های غریبه توی گوشیت رو…

 

ارامش زندگیم را مدیون ان انتظاری هستم که دیگر از هیچ کس ندارم...

 

 

اینروز ها همه ادعا دارن طعم خیانت رو چشیدن همه ادعا دارن بدیو به چشم دیدن همه ادعا دارن تنهایی و چشیدن یه سوال بزرگ:پس کی این دنیارو به گند کشیده ؟؟؟؟؟؟؟

 

 

به سلامتی کسی ک تو خیالمه ولی بی خیالمه...

 

 

مرده شور!!ناخنهایت را کوتاه کن بدنم زخمیست...او که رحم نکرد تو مدارا کن...

 

 





نوع مطلب :
برچسب ها :
لینک های مرتبط :

       نظرات
چهارشنبه 22 بهمن 1393
امیرحسین TH

احساسم را دار خواهم زد تقصیر این لعنتی بود که بی خود و بی جهت به تو گفت دوستت دارم...

تقصیر این لعنتی بود که من الان تنهایم...

 

 

میخواهم داستانی از علاقه ام به تعو بنویسم...!

یکی بود،یکی…بیخیال خلاصه اش میشود دوستت دارم لعنتی...

 

 

خدایا کسایی تو زندگیمون نیستن خواهشا ب خوابمون نیان...

 

 

نمیدانستم دلتنگی دل نازکم میکند انقدر که به هر بهانه ی کوچکی چانه ام بلرزد و چشمهایم پراز اشک شود نمیدانستم نبودنت کودکم میکند انقدر که ساعتها گوشه ای بنشینم و با همه قهر کنم که چرا نیستی ...چرا؟

 

 

دوستیها کمرنگ…بی کسیها پیداست…راست گفتی سهراب:آدم اینجا تنهاست!

 

 

دنیا…دیگر توان رقصیدن ندارم بس کن تا سازت را نشکسته ام…

 

 

مداد را برداشتی طرح مرا نه انگونه که هستم همانگونه که خواستی کشیدی تمام بهانه ی رفتنت این بود که عوض شده ام!!مداد را برمیدارم طرح تو را همانگونه که هستی میکشم میتوانی بروی...

تنهایی؛ یعنی:این همه اغوش واسه تو بازه!اما تو همونیو میخوای که بهت پشت کرده…!!!

 

 

به سلامتی پسری که رفت سربازی مرد بشه اما وقتی برگشت دید دوست دخترش زن شده...

 

 

اگه عشقت کورم کنه ودنیا رو نبینم مهم نیست حس بودنت  قشنگتر از دیدن دنیاست...

 

 

لبانت را به صورتم نزدیک نکن...میترسم شوری اشکهایم نمک گیرت کند...

 

 

 

خدایا میشه امشب منو بغل بگیری بگی اروم زیر گوشم دیگه وقتشه بمیری...

 

 

زندگی رقص واژگان است یکی به جرم تفاوت تنهاست یکی به جرم تنهایی متفاوت!

 

 

چون غریبم هیچکس یارم نشد/هیچ لیلایی خریدارم نشد/هر کس یه جور قلبم را شکست/طعنه بر جانم زدو از من گذشت/هیچکس چشم بر دو چشم من ندوخت/هیچ قلبی بهر غمهایم نسوخت/غربت دنیا شکارم کرده/پیش چشم خلق خارم کرده/وای از دنیا گناه من چه بود/غم و تنهایی سزای من نبود...

 

 

از روی کینه نیست اگــر خـَنجــر بــه سـینــه ات میزننــدایـن مردمــــان تنـــها بــه شــرط چاقـــو دل میبرند...

 

 

آدم هــــا موجوداتـــی هســــتند که،بــــرای نزدیک شدنشــــون،باید ازشــــون دوری کـــرد...

 

 

 

 

 





نوع مطلب :
برچسب ها :
لینک های مرتبط :

       نظرات
چهارشنبه 15 بهمن 1393
امیرحسین TH

خسته ام از تکرار شنیدن مواظب خودت باش...

تو اگر نگران حال من بودی که نمیرفتی...

 

 

 

رفت و گفت خدانگهدارت...

گفتم برو ولی اگر سر راهت خدا را دیدی بگو دل شکسته نگهدار نمیخواهد...

 

 

 

تو میدونی من عاشقتم...؟!

مهم نیست نوشته های در هم و بر هم مرا بخوانی یا نه...

من برای دل خسته ام می نویسم میخواهی بخوان،میخواهی نخوان...

فقط خواهش میکنم اگر خواندی عاشقانه ام تقدیم به کسی نکن...!

من این را برای "تو" سروده ام نه برای "کسی دیگر"...





نوع مطلب :
برچسب ها :
لینک های مرتبط :

       نظرات
شنبه 11 بهمن 1393
امیرحسین TH

چه زود به پایان رسیدیم !نمیدانم راه کوتاه بود یا ما تند دویدیم…..

 

 

حرف توکه میشود من چقدر ناشیانه ادعای بی تفاوتی میکنم...

 

 

دیدنت مثل کشیدن کبریت در باد دشوار است…من به معجزه ی عشق ایمان دارم…میکشم آخرین کبرینم را در باد،هرچه بادا باد…

 

 

دوست میدارمش اما میترسم بگویم!و او بگوید مرسی...

 

 

سلامتی عشقم…که وقتی فهمید سیگار میکشم با گریه گفت توروخدا دیگه نکش اما من هنوزم که هنوزه دارم میکشم اخه اونم گفته بود تنهام نمیذاره…

 

 

 

آمدنت را حیران بنگرم یا رفتنت را مات بمانم؟؟!!باد آورده را باد میبرد قبول..اما دلم را که دیگر باد نیاورده بود……

 

 

آهای کافه چی:قهوه ام را شیرین کن…آن روزها که تلخ می خوردم روزگارم شیرین بود…

 

 

من می سازم با “تنهایی” …و او می سازد با چه “تن هایی”…

 

حوصله ات که سر می رود…با دلم بازی نکن…من در بی حوصلگی هایم با تو زندگی کردم...

 

 

نقاشیش خوب نبود…اما…خوب راهش را کشید و رفت…

 

 

یادت شیرین است به اندازه ی لذت”تمام شدن”مشق شبهای کودکی…!

 

 

 

دردهایم در اغوشی مداوا شد که ندانستم وقتی ندارمش بزرگترین دردم میشود...

 

خدایا ؛آدم گلی هایی که ساختی سنگ شده اند ؛باران بی فایده است ؛ابراهیم را برگردان …!

 

 

به سلامتی پسری که عشقش عاشق دوستش شد...روز عروسیشون به عشقش گفت مبارک باشه زن داداش…

 

 

خاطرات عجیبی اند !گاهی گریه میکنم به یاد روزهایی که باهم میخندیدیم !

 

 

دیگر همه نقطه ضعفم را فهمیدند از من چیزی میخواهند ،جان تو را قسم میخورند...

 





نوع مطلب :
برچسب ها :
لینک های مرتبط :

       نظرات
شنبه 11 بهمن 1393
امیرحسین TH

چای می نوشیدم...یکباره دلتنگت شدم بغض کردم واشک در چشمانم حلقه زد...همه باتعجب نگاهم کردند!لبخند تلخی زدم و گفتم چقدر داغ بود...

 

 

همین که فهمید غـــــــــــم دارم آتش گرفت . . .به خودت نگیر رفیق!...سیگارم را گفتم

 

 

حرارت لازم نیست ، گاهی از سردی نگاهت میتوان آتش گرفت

 

زیاد خوب نباش …زیاد دم دست هم نباش ...زیاد که خوب باشی دل آدم ها را می زنی …آدم ها این روزها عجیب به خوبی ، به شیرینی ، آلرژی پیدا کرده اند …زیاد که باشی ، زیادی می شوی!

 

 

وقتی از درد به خود می پیچیدم همسایه ها گفتند: چقدر قشنگ قر میدهی… و سالهاست من هنــــــــوز رقاص پردرد خیابانهایم…

 

 

گاهی هیچکس را نداشته باشی بهتر است…باور کن که بعضی ها تنهاترت میکنند.!!!

 

 

در زمین عشقی نیست که زمینت نزند اسمان را دریاب...

 

 

 

عمیق ترین درد،مردن نیست!دلبستگی به کسی است که بدانی هست اما کنارت نیست…

 

افتاده ام میان دو خط!ماندنم درد دارد …رفتنم توان میخواهد؛توان درد ندارم……

 

 

ب حال تقدیر خود میگریم…که من به دنیا آمده ام ولی دنیا ب من نیامده است…!

 

 

هیچ ﻭﻗﺖ نفهمیدمﭼﺮﺍ ﺩﺭﺳﺖ ﻫﻤﺎﻧﯽ ﮐﻪ ﻓﮑر میکنی ﺑﺎ ﻫﻤﻪ ﻓﺮﻕ ﺩﺍﺭﺩ...یک ﺭﻭﺯ ﻣﺜﻞ ﻫﻤﻪ تنهایت میگذارد!

 

 

اگر باگرگها زندگی میکنی زوزه کشیدن رایاد بگیر...من در روزگاری زندگی میکنم که تنها خدایش از پشت خنجر نمیزند...

 

 

در گوشم آرام بگو دوستت دارم!بگو نترس…فردا دوباره میتوانی انکار کنی…

 

 

تنها کسی که لبخند مرا میخواست عکاس بود…که او هم پولش راگرفت…

 

 

تکان میدهد خانه را سالی که می اید...سرگرمی خوبیست تو عکس قابت را ومن قاب عکست را عوض میکنم...

 

 

مگر آنکه برف بیاید تا بتوانیم آدمی بسازیم…

 





نوع مطلب :
برچسب ها :
لینک های مرتبط :

       نظرات
چهارشنبه 1 بهمن 1393
امیرحسین TH