تبلیغات
عاشقانه و دلتنگی ها - مطالب آبان 1393
 
عاشقانه و دلتنگی ها
عشق از هر چیزی سر تره
درباره وبلاگ


تقدیم ب بهترینم ط...
دوستت دارم

مدیر وبلاگ : امیرحسین TH
نویسندگان
آمار وبلاگ
  • کل بازدید :
  • بازدید امروز :
  • بازدید دیروز :
  • بازدید این ماه :
  • بازدید ماه قبل :
  • تعداد نویسندگان :
  • تعداد کل پست ها :
  • آخرین بازدید :
  • آخرین بروز رسانی :
صدای تپش قلب من نیست این صدای بی خیال دویدن توست که بی محابا در سینه ام پرسه میزنی،بی انصاف تو را بخدا کمی ارامتر گام بردار مگر نمی دانی انجا که تو جولان میدهی دیواره هایش نازک شده اند شکننده تر از همیشه....



نوع مطلب :
برچسب ها :
لینک های مرتبط :

       نظرات
سه شنبه 27 آبان 1393
امیرحسین TH
عاشق یکی شدم که نباید میشدم...یکی که بالا برم پایین برم مال من نمیشه...نه اینکه خدا نخواد نه،خودش نمیخواد که بشه...
عاشق یکی شدم که شاید زیر بارون باهاش قدم نزدم،واسم شعرایهد عاشقونه نخونده،بهم نگفته تو دنیای منی و بدون تو میمیرم،مثل این فیلما داد نزده دیونه من عشقتم ولی خوب تونست بدون همه ی این چیزا عاشقم کنه...
اینبار از سرنوشت گله ندارم من اشتباهی عاشق شدم،عاشق کسی که میدونم اونم شاید تو فکرم باشه ولی فکر که چیزی نیست مهم دل که نمیخواد با من باشه...





نوع مطلب :
برچسب ها :
لینک های مرتبط :

       نظرات
سه شنبه 27 آبان 1393
امیرحسین TH
انصاف نبود رفتنت با خودت باشد و فراموش کردنت با من...



دلم تنگ است،صدایم خیس و بارانیست...نمیدانم چرا در قلب من پاییز طولانیست!تو میدانی؟!...



اهای شیطان رجیم من تمام گناهان دنیا را به فجیع ترین شکل خواهم کرد به شرط انکه تو فقط یکبار،فقط یکبار هوس دیدن مرا به سرش بیاندازی..



تلخ تر از جدایی این است که باید وانمود کنیم که چیزی بینمان نبوده،که هیچ اتفاقی نیفتاده که از همدیگر هیچ خاطره ای نداریم،گاهی وقت ها دلم سنگینی نگاهت را میخواهد که زل بزنی بهم و من به روی خودم نیاورم...خدایا غم خورده ام به اندازه ی کافی...ممنون دیگر میل ندارم اگر میشود یک استکان مرگ برایم بریز...




نوع مطلب :
برچسب ها :
لینک های مرتبط :

       نظرات
سه شنبه 27 آبان 1393
امیرحسین TH
یک روز دلت چنان هوای دستانم را خواهد کرد که چشمانت را ببندی و خالی از هر فکر دیگری زیر اوازی بزنی که هیچگاه فرصت نشد با هم بخوانیمش...
یک روز به هر دلیلی اشک از چشمانت جاری خواهد شد و دستی برای پاک کردنش از دستانت سبقت نخواهد گرفت...
ان روز است که دلتنگم می شوی،چیزی نیست چشمانت را ببند و بخواب تو عادت داری زود فراموش خواهی کرد
تو رفته ای اما از تو خواهشی دارم،هر کجای این دنیا بودی هر کجا حتی در اغوش عشقت،هر وقت خوشحال بودی و از ته دل می خندیدی یادت باشد کاری کرده ای که یک نفر مدتهاست نمیتواند از ته دل بخندد...
ط... یاد دل تنگی هامون بخیر





نوع مطلب :
برچسب ها :
لینک های مرتبط :

       نظرات
سه شنبه 27 آبان 1393
امیرحسین TH

یکی بود که اونم رفت...کاش از اول غیراز خدا هیچکس نبود...

 

 

 

روئیاهایم را امشب گذاشته ام پشت در...بیچاره رفتگر چه بار سنگینی دارد.

 

 

امروز باورم شد که تو خسته تر از ان بودی که بفهمی دوست داشتنم را!از ما که گذشت اما هر کجا هستی خسته نباشی!

 

 

 

داشت از تنهاییش میگفت اما صدای بوق پشت خطی اش امانش را بریده بود.

 

به تاوان دلم که شکسته شد‘دلها را میشکنم گناهش پای دلی که دلم را شکست.

 

 

باختم تا دلخوشت کنم!بدان که برگ برنده ات سادگیم نبود!دل بود...

 

 

خدایا خیلی ازت ممنونم وقتی اب پاکی رو ریختی روی دستم گفتی تا اون نخواد نمیشه!پس دیگه به ارزوهام فکر نکن که براورده بشن خداجون...

 

 

 

دنیا اگه مردونگی سرش میشد اسمشو دخترونه نمیذاشتن.

 





نوع مطلب :
برچسب ها :
لینک های مرتبط :

       نظرات
جمعه 23 آبان 1393
امیرحسین TH

سلام ب بازدید کننده های عزیز

من حسین هستم و این وبلاگ رو درست کردم تا بتونم تموم مطالبی که بنظرم قشنگ بودن رو اینجا ب اشتراک بزارم.این متن ها رو تقریبا دو سال طول کشیده تا جمع اوری کردم و تمومش رو در یک دفتر نوشتم تا به کسی که دوستش دارم هدیه بدم.

افسوس نتونستم و قسمت نشد بهش هدیه بدم.امیدوارم شما خوشتون بیاد و برای کسی که دوستش دارین بخونین.

من عاشق کسی هستم که ملیتش با من فرق داره و این موضوع برای مخاطب خاصم اهمیت داره اما عشق فراتر از هر چیزه وامیدورام نظرش عوض بشه و برگرده و مثل من نسبت ب ملیت بی اهمیت باشه چون مطمئنم هنوز من رو دوست داره.

بدرود





نوع مطلب :
برچسب ها :
لینک های مرتبط :

       نظرات
پنجشنبه 8 آبان 1393
امیرحسین TH

چه شوری میزند دلم وقتی در چشم دیگران انقدر شیرین میشوی!

 

تو به افتادن من در خیابان میخندی و من تمام حواسم متوجه مردم شهر بود که مبادا عاشق خنده ات شوند...

 

 

 

بعد از مرگم مرا سریع خاک نکنید!دوستانم عادت دارند دیر به دیر بیایند.

 

 

 

کسی که اشکمو پاک نمیکنه عمرا بذارم وقتی میخندم کنارم باشه...

 

 

 

 

دیدی ای دل عاقبت زخمت زدند گفته بودم مردم اینجا بدند/دیدی ای دل ساقه ی جانت شکست ان عزیز عهدو پیمانت شکست/دیدی ای دل در جهان یک یار نیست هیچکس در زندگی غمخوار نیست/دیدی ای دل حرف من بیجا نبود از برای عشق اینجا جا نبود/نوبهار عمر را دیدی چه شد؟زندگی را هیچ فهمیدی چه شد؟

 

 

 

کوک میکنم چشمانم را روی امدنت،تو نمیای و من برای همیشه خواب میمانم.

 

 

 

روانشناس هم دیوانه شد!!وقتی چند لحظه ای از سکوتم را برایش معنا کردم..!

 

دیشب نمیدانستم به کدامیک از دردهایم بگریم،کلی خندیدم.

 

 

تقدیر را برای نماندنت بهانه نکن...مرد باش و بگو نخواستی و نماندی.

 

 

اینجا زمین است‘‘قیمت یک عشق تا عشق دیگر یک قهر ساده است.

 

 

برای ان همه احساس عاشقانه ی من سکوت حرف قشنگی نبود.

 

 

اهای مرده شور ارام ارام بشور این بدن پر از خاطره ست.موریانه ها کامتان تلخ باشد‘این تن که میخورید پراز حسرتهای شیرین بود




قاصدکهای امروزه هم هرزه شده اند فوتشان که میکنی با ارزوهایت لاس میزنند.

 

 

گاهی دلم میخواد دمپایی هایم راتا به تا بپوشم تا ببینم هنوز کسی حواسش به من هست یا نه...!

 

 

خدایا تمام خنده های تلخ امروزم را میدهم یکی از ان گریه های شیرین کودکی ام را پس بده.

 

 

به سلامتی کسی که وقتی بغلش کردم تمام تنم لرزید‘نه واسه خوشحالی یا عشق بازی!واسه ترس از فردای بدون اون.

 

 

او راحت از من گذشت...اگر خدا هم از او راحت بگذرد‘قیامت را من بپا میکنم.

 

 

درد دارد کسی تنهایت بگذارد که به جرم با او بودن همه تنهایت گذاشته باشند!

 

 

میسپارمت به لبخندها گرچه خود میهمان بغض های بی دلیلم...

 

 

در زندگیم به هیچکس خیانت نکردم جز خودم!وفای به تو خیانت به خودم بود.

 

 

مهلت بده میروم...فقط پایت را بردار(غرورم)را جمع کنم.

در میان این همه ادم که جان را به لب میرسانند فقط اسم عزرائیل بد دررفته است...

 

 

 

گفتی دهانت بوی شیر میدهد و رفتی...حالا به لطف تو دهانم بوی سیگار و مشروب میدهد‘برمیگردی؟

 

 

نوازشگر خوبی نبود.سفید کرد تار مویی را که قسم خورد با دنیا عوضش نمیکند.





نوع مطلب :
برچسب ها : عاشقانه و جدایی،
لینک های مرتبط :

       نظرات
پنجشنبه 8 آبان 1393
امیرحسین TH

چه دنیای بزرگی شده،تا چشم کار میکند جای تو خالیست!!!

 

 

دستم را بگیر... دارم به یادت می افتم...!

 

 

نبار باران...لعنتی نبار،امشب با دیگری بیرون است!!سرما میخورد.

 

 

 

باز باران باترانه ،میخورد بر بام خانه،خانه ام کو؟خانه ات کو؟روزهای کودکی کو؟فصل خوب سادگی کو؟کودک خوشحال دیروز،غرق در غمهای امروز،یاد باران رفته از یاد،ارزو هام رفته بر باد...



هرچه داشتم برایش رو کردم اما لعنتی اسیر نشد،سیر شد...!

 

 

 

دوستانم را نمیدانم اما من در رفاقت اینگونه ام...‘‘پایدار‘‘تا‘‘پای دار‘‘

 

 

 

چه ساده لوحانه باور کرده بودم بال بال زدنش برای من است...نمیدانستم تمرین پریدن به هوای دیگری است...!


 

 






نوع مطلب :
برچسب ها :
لینک های مرتبط :

       نظرات
پنجشنبه 8 آبان 1393
امیرحسین TH

جدا که شدیم هردو به یک احساس رسیدیم تو به فراقت من به فراغت ،یک حرف که تفاوت زیادی نیست.

 

 

شاید خداهم روزی عاشق شود دوست دارم به عشقش نرسد...حالش دیدن دارد.

 

 

به کسی اعتباری نیست خدایا بیا با هم قدم بزنیم...باران از تو‘سیگار از من...

 

 

بهانه گیرو زبان نفهم...دلم را میگویم...اخر تورا الان از کجا برایش بیاورم.





نوع مطلب :
برچسب ها :
لینک های مرتبط :

       نظرات
چهارشنبه 7 آبان 1393
امیرحسین TH