تبلیغات
عاشقانه و دلتنگی ها - مطالب اردیبهشت 1394
 
عاشقانه و دلتنگی ها
عشق از هر چیزی سر تره
درباره وبلاگ


تقدیم ب بهترینم ط...
دوستت دارم

مدیر وبلاگ : امیرحسین TH
نویسندگان
آمار وبلاگ
  • کل بازدید :
  • بازدید امروز :
  • بازدید دیروز :
  • بازدید این ماه :
  • بازدید ماه قبل :
  • تعداد نویسندگان :
  • تعداد کل پست ها :
  • آخرین بازدید :
  • آخرین بروز رسانی :

تنهایی یعنی شب که میخوای بخوابی به گوشیت بگی شب بخیر...

 

 

تو مقصری اگر من دیگر ” من سابق ” نیستم!من را به من نبودن محکوم نکن!من همانم که درگیر عشقش بودی!یادت نمی آید ؟!من همانم !حتی اگر این روز ها هر دویمان بوی بی تفاوتی بدهیم

 

 

دلم جایی جا مانده ای که هیچ کس مسئولیت شکستنت را بر عهده نمی گیرد…

 

 

تو چه می فهمی حال و روز کسی را که دیگر هیچ نگاهی دلش را نمی لرزاند...

عشق تو شوخی زیبایی بود که خدا با قلب من کرد!زیبا اما شوخی بود! حالا تو بی تقصیری خدای تو هم بی تقصیر است!

 

 

دل کندن از اون همه عشقی که به تو داشتم منو به جایی رسوند که حالا تو چشمهای یکی دیگه زل بزنمو بگم:عاشقمی؟خب به درک....

 

 

تو باشی و من باشم و دنیا ارزانی خودشان...

 

دیگر هیچکس برایم او نمیشود حتی(خودش)...

 

 

پوسیدم در انتظار صدای تو و تو به یک غریبه زنگ زدی....

 

 

 

چه با جرات میشود در برابرت کسی که میفهمد از ته دل دوستش داری....

 

 

 

غصه مرا کشت بی انصاف وقتی تمام راه را برای اغوش تو دویده بودم و دیدم تو دست به سینه ایستاده ای...

 

 

عادت ندارم درد دلم را به همه کس بگویم پس خاکش میکنم زیر چهره ی خندانم تا همه فکر کنند نه دردی دارم نه قلبی...





نوع مطلب :
برچسب ها :
لینک های مرتبط :

       نظرات
یکشنبه 27 اردیبهشت 1394
امیرحسین TH

.خدارو چه دیدی شاید با تو باشم        شاید بانگاهت از این غم رهاشم

خدارو چه دیدی شاید غصه رد شد    دلم راه و رسم این عشقو بلد شد

هنوز بیقرارم بیاد نگاهت              نشستم تو بارون بازم چشم به راهت

هنوز بیقرارم بیاد نگاهت              نشستم تو بارون بازم چشم به راهت

تو ترسی نداری از عشقو و جدایی      میخوای پر بگیری به سمت رهایی

برای تو موندن دلیلی نداره            برات حرف رفتن شده راه چاره

خدارو چه دیدی تو شاید بمونی       شاید غصه هامو تو چشمام بخونی

خدارو چه دیدی شاید دل سپردی         شاید عشقمونو تو از یاد نبردی

خدارو چه دیدی                      خدارو چه دیدی.

 

 

سکوت میکنم اما فقط به یک دلیل حال و روزم بی تو دیدنیست نه گفتنی!

 

 

.یه احساس خوبی مث خواب ناز              مث یک نوازش تو اوج نماز

یه شوق عجیبی واسه پر زدن                تودستای یک عشق پرپر زدن

مث خیس شدن زیر بارون شب              مث نقش لبخند رو مینای لب

یه حرفی مث ایه ی ربنا                      قبوله تمنایی از اشنا

خدا با منه تا تو بامن عجینی                 کی میگه بده عشق پاک زمینی

خدا با منه تا تو بامن عجینی                کی میگه بده عشق پاک زمینی

خدا با منو تو شکوه و سکوت             سکوتی پراز حرف بارون زده

تمام سرانجام و اغاز ما                        همین حس خوبه کی میگه بده

ببین سایه ی عشق از ما چی ساخت        ببین حالمون خوبه و عاشقیم

واسه دیدن شهردریایی و                 خدا با منو تو تو یک قایقیم

خدا با منه تا تو بامن عجینی               کی میگه بده عشق پاک زمینی

خدا با منه تا تو بامن عجینی             کی میگه بده عشق پاک زمینی.

 

 

میان مشغله هایم گمشده ام اما دلم برای هوایت همیشه بیکار است...

 

 

نرو دردناک ترین التماس دنیاست...

 

 

اتفاقا از ادمهایی که انتظارشو ندارین انتظارشو داشته باشین....

 

 

توی یه رابطه اگه پای نفر سوم باز بشه همه میگن لعنت به نفر سوم ولی من میگم لعنت به اونی که به نفر سوم چراغ سبز نشون میده...





نوع مطلب :
برچسب ها :
لینک های مرتبط :

       نظرات
پنجشنبه 24 اردیبهشت 1394
امیرحسین TH



عشق دل می خواهد نه دلیل...



فلک کور است... دلم شوریده درشوراست... صدای خنده و اواز میاید... زکوی دلبرم امشب صدای ساز میاید... دلم بی وقفه میلرزد... نمیدانم چرا تنگ است و میترسد... قدم لرزان ب سوی کوچه می ایم... دو دستم را ب روی یک دگر باحرص میسایم... خدایاترس من از چیست... عروس جشن امشب کیست... صدای همهمه با ورود شیخ عاقد میشود خاموش... صدای شیخ می اید=عروس خانم وکیلم من... صدای اشنایی بله میگوید و مردم یک صدا با هم مبارک باد میگویند...خدای من صدای اوست...صدای اشنا از اوست....دلم در سینه می افتد...برای مدتی ساکت برای مدتی خاموش...صدای نعره ام در کوچه میپیچد... خدای من مبارک نیست...بگوئیدم دروغ است انچه بشنیدم...بگوئیدم دروغ است انچه فهمیدم...نگار من عروس جشن امشب نیست...ولی ناگه صدای نعره ام در ساز میمیرد و داماد شاد و خندان از نگارم بوسه میگیرد...فلک کور است و خدا ساکت...خدای من خدای مهربان من

چه کس گوید که این سان ساکت و ارام بنشینی...اگرمردم نمیدانند تو که نادیده میدانی...همین دختر که امشب بله میگوید...عروسی را که امشب عاشقانه ره به سوی حجله میپوید...قسم میخورد عروس ماست

/عروس حجله گاه ماست

 

 

قیامتی ست!!!از لحظه ای که زنگ تلفن بلند میشود و از جا میپرم تا لحظه ای که مثل همیشه تو نیستی...

 

 

در برابرم مشت میکنی میپرسی گل یا پوچ؟در دلم میگویم فقط دستانت...

 

 

اگر کارگردان بودم صدای نفسهایت موسیقی متن تمام فیلم هایم بود....

 

 

خودمان را باجمله ی تاقسمت چه باشد گول نزنیم قسمت اراده من و تو است!

 



 

 

 





نوع مطلب :
برچسب ها :
لینک های مرتبط :

       نظرات
شنبه 5 اردیبهشت 1394
امیرحسین TH